X
تبلیغات
رایتل
RSS

گناه عشق

یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 16:57
14 مهر

به نام خداوند عشق

خداوند زمین تا بهشت

خداوندی که دستم رو گرفت

تو روزای بد سرنوشت


خداوندا دلم خون شده

از این زندگی تلخ و سیاه

یه کاری کن فراموش کنم

این زندگی سرشار از گناه


گناه عشق

که من رو به تباهی کشوند

از آسمون

من رو به زمینم کشوند

گناهی که دلم باعث شده

گناهی که چه راحت قلبم رو شکوند


تیکه هاش افتاده دست این و اون

شده اسباب بازی هر نامهربون

بازی میکنه باهاش هر طور میخواد

گاهی هم میندازتش برای اون


اونی که باعث این حال منه

حالی که بدتر از شکنجه و قتل منه

اونی که زیر پا لهش میکنه

شاید نمیدونه که عشق منه


اما نه اون خوب میدونه

ولی ندونستن براش آسونتره

اینکه فکر کنه منم مثل بقیم

امروز میام فردا میرم براش آسونتره


آسونه ترکم کنه تو ایستگاه شهر سراب

بدرقه ام کنه به مقصدی که ناکجاست

شهری که امروز و فرداش فرقی نداره

چونکه اونجا شهر خاطره هاست


خاطره های خوبی که عذابم میدن

با آتیش زدن جوابم میدن

جواب سادگی و عشقمو

تو این دنیای بی رنگ میدن


خدایا پشیمونم از این سادگی

از این تنهایی از این دل مردگی

پشیمونم از این زندگی

من رو ببر به روزای خوش بچگی


*** شاهد ***


برچسب‌ها: شاهد، گناه عشق، عبدالغنی
نظرات (2)
یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 17:03
عالی بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
پنج‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 20:36
ناکو
باغزم که غمگین گذاشتی؟
برو از خدا بترس
بیا پیش دایی یکم بخند
بدو چشم براهته دایی
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
نیرو گرفته از : blogsky.com