X
تبلیغات
رایتل
RSS

برگشت!

سه‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 23:12
31 تیر

سلام به همه.


یه مدتی (تقریبا 10 ماه) نبودم. راستش رو بخواید اصلا حال و حوصله اش نبود که بیام نت. تو این چند ماه خیلی کارا کردم، خیلی جاها رفتم و خیلی چیزا یاد گرفتم اما مهمترینشون این بود که  به معنی واقعی کلمه عوض شدم و تونستم خیلی چیزها رو فراموش کنم و حالا دوباره توی زندگیم یه هدف دارم، یه هدف خیلی بزرگ که برای رسیدن بهش باید چند سال تلاش کنم. سعی میکنم زود به زود بیام و به همتون سر بزنم.


راستی تا یادم نرفته من میخوام یه سایت شخصی راه اندازی کنم که توی اون سایت علاوه بر اینکه در مورد خودم و تجربیاتم و مطالب متفرقه صحبت میکنم میخوام در مورد کامپیوتر و برنامه نویسی و طراحی سایت هم صحبت کنم. تمام کارها از قبیل برنامه نویسی سایت و طراحی قالبش رو هم میخوام خودم انجام بدم. فقط تنها چیزی که کم دارم یه اسم مناسب برای سایت هست. همینجا از شما دوستان عزیز میخوام که یه لطفی در حق من کنید و یه اسم مناسب بهم معرفی کنید تا روی سایتم بذارم. و اینکه به نظرتون تمرکزم رو بیشتر روی کدوم یکی از موضوعات کامپیوتر (مطالب عمومی در مورد کامپیوتر مثل ترفندها و ...)، برنامه نویسی ، و طراحی سایت بذارم؟


با تشکر از همه.

نظرات (8)
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 02:57
سلام وبلاگ جالبی داری وقت داشتی به من هم سربزن ایراد وبلاگمو بگو خوشحال میشم
عــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:18

امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:15
سلام

روز بخیر
ممنون از حضورتون
اتفاقا تمام دیالوگهاییکه انتخاب کردی مربوط به فیلمهای پرفروش هم بود
قیصر. اژانس شیشه ای. کلاه قرمزی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:29
خـداونـد از نـگاه ملاصـدرا


خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس


بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 11:59
سلام دوست عزیز
اگه موافقی تبادل لینک کنیم ب وبلاگم ی سری بزن
www.lsheep.blogsky.com
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 00:26
سلام
خوش اومدین .
موفق باشی بینهایت .

خوشحالم دوباره میبینمتون.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:28
سلام


یه دریا اشـــــــــــــــک برای ریختن دارم…
یه دل گرفته…
یه زندگی پر از خالــی…
من سرشارم از تنــهایـــــــــی…
امتیاز: 0 0
دوشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 18:41
شانه بالا زدنت را و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر....
چاووشی هم این متن رو خونده بود.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
نیرو گرفته از : blogsky.com